Biography of Salvador Dali

زندگینامه سالوادور دالی

A

Apurva Sinha

·10 min read

دالی و گالا دو هنرمند سورئالیست اسپانیایی بودند که با یکدیگر ازدواج کردند و با همکاری یکدیگر برخی از نمادین‌ترین آثار خود را خلق کردند.

آنها به خاطر تصاویر رویایی و خارق‌العاده خود شناخته می‌شدند، که اغلب دنیای طبیعی، نمادگرایی مذهبی و عناصر ناخودآگاه را در نقاشی‌های خود می‌آمیختند.

اوایل زندگی سالوادور دالی

اوایل زندگی سالوادور دالی
تصویر: Britannica.com

سالوادور دومینگو فیلیپه ژاسینتو دالی دومنک یکی از مشهورترین هنرمندان سورئالیست است.

او با استعداد شگرفش در طراحی، ذهن ناخودآگاه خود را به طور دقیق نقاشی می‌کرد.

او پسر سالوادور و فلیپا دومه (دومنک) دالی بود و در ۱۱ مه ۱۹۰۴ در فیگراس، اسپانیا متولد شد.

پدر دالی سردفتر اسناد رسمی بود (کسی که اسناد مهم را امضا می‌کند).

دالی در زندگینامه خود ادعا می‌کند که در جوانی، طغیان‌های خشم و عصبانیتی نسبت به والدین و همکلاسی‌هایش داشته که با او بی‌رحمانه رفتار می‌کردند.

دالی در موسسه فیگورس، اسپانیا و Colegio de los Hermanos Maristas حضور یافت.

تا سال ۱۹۲۱، او پدرش را متقاعد کرد که می‌تواند به عنوان یک هنرمند از خودش حمایت کند و اجازه گرفت تا برای دنبال کردن حرفه نقاشی به مادرید، اسپانیا سفر کند.

نقاش سورئال ایتالیا، جورجو دِ کیریکو، تأثیر زیادی بر او گذاشت (۱۸۸۸–۱۹۷۸).

او بچه باهوشی بود که از سنین پایین شروع به نقاشی تصاویر خلاقانه کرد.

علاوه بر این، او کوبیسم (سبکی از هنر که از اشکال و فرم‌های هندسی ساده برای نمایش اشیاء به روشی متفاوت از معمول استفاده می‌کند و با بازی با پرسپکتیوها و غیرواقعی جلوه دادن آثار هنری، روش معمول دیدن اشیا را به چالش می‌کشد) را نیز تجربه کرد.

در نهایت، مقامات اسپانیایی دالی را به دلیل فعالیت‌های سیاسی مخالف، موقتاً بازداشت کردند و در نهایت در سال ۱۹۲۵ از مدرسه هنر اخراج شد.

ارتباط با جنبش سوررئالیسم

ارتباط با جنبش سوررئالیسم
تصویر: Dw.com

پس از مدتی، دالی تکنیک منحصر به فرد خود را توسعه داد.

او سوژه‌های عجیب و غریب دنیای رویاهایش را با دقتی قابل توجه طراحی می‌کرد.

هر شیءِ ظریفِ کشیده شده به طرز عجیبی از چیزهای اطراف متمایز بود و در فضایی قرار داشت که اغلب به نظر می‌رسید به طور ناگهانی به سمت بالا متمایل است.

دالی پس از ترک مدرسه، به عنوان یکی از هنرمندان بزرگ آن دوران ظهور کرد.

تنها کسی که او بیش از همه مشتاق یادگیری از او بود، پابلو پیکاسو بود.

او اولین بار در سال ۱۹۲۶ با پیکاسو آشنا شد؛ هنر این نابغه کاتالان تأثیر قابل توجهی بر دالی گذاشت.

او همچنین از نقاشانی چون رنه ماگریت و خوان میرو چیزهایی آموخت.

برای سورئالیست‌ها، هنر راهی برای کاوش در ذهن ناخودآگاهشان است.

دالی برای اولین بار با دیدن نقاشی‌ها با این جنبش آشنا شد.

پس از آن، او در سال ۱۹۲۸ به پاریس، فرانسه سفر کرد تا با دیگر هنرمندان سورئالیست ملاقات کند.

«تداوم حافظه»، یکی از مشهورترین آثار او، منظره‌ای پر از ساعت‌های جیبی در حال ذوب شدن است.

در طول دهه ۱۹۳۰، رابطه دال با سورئالیست‌ها، به ویژه با آندره برتون، رهبر و خالق این جنبش، تیره و تار بود.

نگرش متکبرانه او و امتناع از تطبیق اعمال و نگرش‌هایش با هدف سورئالیستی منجر به اختلاف فزاینده‌ای در میان گروه شد.

برتون در انتقاد از شهرت روزافزون و تجاری شدن دالی صریح‌تر شد و به او لقب آناگرام «آویدا دلارز» را داد.

با وجود تنش‌ها و اختلافات، دالی به شرکت در نمایش‌های سورئالیستی ادامه داد و توجه زیادی را به این جنبش جلب کرد.

در سال ۱۹۳۴، یکی از رویدادهای کلیدی زندگی دالی، ملاقات با همسرش، گالا، بود که در آن زمان با یک هنرمند سورئالیست دیگر ازدواج کرده بود.

او تأثیر اصلی را در نقاشی‌ها و زندگی شخصی او گذاشت.

تا سال ۱۹۳۹، دال تمام روابط خود را با سورئالیست‌ها کاملاً قطع کرده بود.

ارتباط او با جنبش‌ها و سازمان‌های هنری زمانی پایان یافت که از سورئالیست‌ها جدا شد.

او تا پایان عمر هنرمندی مستقل باقی ماند، سبک خود را خلق کرد و مسیرهای درون‌نگرانه و پارانوئیدی خود را کاوش کرد.

سال‌های بعد

سال‌های بعد
تصویر: Slobodenpecat.mk

در سال ۱۹۷۴، دالی رابطه‌اش را با پیتر مور، مدیر بازرگانی انگلیسی، قطع کرد.

در نتیجه، مدیران دیگر حق امتیاز آثار هنری او را فروختند، بدون اینکه او را در هیچ سودی سهیم کنند.

در سال ۱۹۸۰، ای. رینولدز مورس از کلیولند، اوهایو، سازمان «دوستان برای نجات دالی» را تأسیس کرد.

تا آن زمان، دالی بخش زیادی از ثروت خود را از دست داده بود و هدف بنیاد این بود که او را به وضعیت مالی محکمی بازگرداند.

در سال ۱۹۸۳، دالی بسیاری از آثار هنری خود را در موزه هنرهای معاصر مادرید به نمایش گذاشت.

این نمایشگاه او را در اسپانیا مشهور کرد و به یکی از آثار محبوب خانواده سلطنتی اسپانیا و مجموعه‌داران بزرگ در سراسر جهان تبدیل نمود.

دالی پس از آسیب دیدن در آتش‌سوزی خانه در سال ۱۹۸۴، خود را به ویلچر محدود کرد.

در ۲۳ ژانویه ۱۹۸۹، او آخرین نفس خود را در فیگراس اسپانیا کشید.

پیش از مرگش، او شاهد افتتاح دو موزه اختصاص داده شده به هنرش بود، موزه تئاتر در فیگرس ( موزه دالی ) و موزه سالوادور دالی در سن پترزبورگ، فلوریدا.

امروزه از او به عنوان یکی از بزرگترین هنرمندان سورئالیست یاد می‌شود.

بیوگرافی گالا دالی

«من اسم همسرم را می‌گذارم: گالا، گالوشکا، گرادیوا؛ اولیوا، به خاطر شکل بیضی صورت و رنگ پوستش؛ اولیوتا، مصغر اولیو؛ و مشتقات هذیانی آن اولیوتا، اوریوتا، بوریبت، بوریوتتا، سولیوتا، سولیبوبولتا، اولیبوریبولتا، سیوئتا، لیوئتا. من همچنین او را لیونت صدا می‌زنم چون وقتی عصبانی می‌شود، مثل شیر مترو گلدوین مایر غرش می‌کند.»

النا ایوانوونا دیاکونووا (کازان - امپراتوری روسیه، ۱۸۹۴، کاداکس - اسپانیا، ۱۹۸۲)، الهام‌بخش و همسر سالوادور دالی، زنی بسیار روشنفکر و مرموز بود.

از زمانی که دالی و گالا برای اولین بار در سال ۱۹۲۹ با هم آشنا شدند، گالا نقش بسیار مهمی در زندگی همسرش ایفا کرده است.

آنها ۵۳ سال بدون اینکه از هم جدا شوند، با هم بودند.

اوایل زندگی گالا دالی

اوایل زندگی گالا دالی
تصویر: Biography.com

گالینا سرگیونا دیاکونووا در اواخر دهه ۱۸۹۰ در مسکو، روسیه، از سرگئی و آنا دیاکونوف متولد شد.

او دو برادر بزرگتر به نام‌های وادیم و نیکولای و یک خواهر کوچکتر به نام لیدیا داشت.

پدر گالا وقتی او تنها یازده سال داشت، درگذشت. بعدها، مادرش با یک وکیل ازدواج کرد.

خوشبختانه برای گالا، این پیوند جدید سودمند واقع شد؛ او با ناپدری‌اش پیوندهای نزدیکی برقرار کرد که به او در کسب تحصیلات کمک شایانی کرد.

او با نمرات قابل توجه از آکادمی ام جی بروخوننکو برای خانم‌های جوان فارغ‌التحصیل شد.

در نهایت، او معلم مدرسه ابتدایی شد و در خانه‌های مردم تدریس خصوصی می‌کرد.

در سال ۱۹۱۲، او برای درمان بیماری سل به آسایشگاه کلاوادل در سوئیس سفر کرد.

در آنجا او با همسر اولش، یوجین گریندل (که بعدها با نام پاول الوراد شناخته شد) آشنا شد.

در سال ۱۹۱۷ آنها ازدواج کردند و تنها فرزند گالا، چوسیل، سال بعد به دنیا آمد.

الوار شاعر بود و روابط نزدیکی با چهره‌های برجسته جنبش سوررئالیسم، به ویژه ماکس ارنست، لویی آراگون و آندره برتون داشت.

در سال ۱۹۲۲، گالا و مکس ارنست با هم آشنا شدند، اما رابطه‌شان در سال ۱۹۲۴ به پایان رسید.

ارتباط او با رنه شار، شاعر، به ویژه رنه کرول، نیز قابل توجه است.

در آوریل ۱۹۲۹، دالی برای نمایش فیلمش به پاریس رفت، جایی که کامیل گوئمانز، صاحب یک گالری، سالوادور را به پل الوار معرفی کرد.

سالوادور دالی چند نفر از دوستان نزدیکش از جمله پل الوار، گالا و دخترشان سیسیل را برای گذراندن تابستان در کاداکس دعوت کرد.

وقتی برای اولین بار گالا را ملاقات کردم، انگار در نگاه اول عاشقش شدم.

او در کتاب «زندگی مخفی» خود اظهار داشت: «مقدر شده بود که گالا گرادیوای من باشد (نامی که از رمانی نوشته دبلیو. جنسن گرفته شده است. گرادیوا قهرمان زن کتاب بود که شفای روانی را برای شخصیت اصلی کتاب به ارمغان آورد) کسی که مرا به جلو سوق می‌دهد - همسر من، پیروزی من».

و گالا قرار بود تا آخر عمر در کنار نقاش بماند؛ بنابراین، زندگینامه او برای همیشه با دالی گره خورد.

داستان عاشقانه گالا و سالوادور دالی

داستان عاشقانه گالا و سالوادور دالی
تصویر: Thearisreview.org

گالا و خانواده و دوستانش برای اولین بار دالی را در سال ۱۹۲۹ در سفری به کاداکوئس ملاقات کردند.

کامی گومانز، صاحب گالری و شاعر بلژیکی، دالی را در پاریس به الوار معرفی کرد.

با وجود اختلاف سنی ده ساله، رابطه عاشقانه دالی و گالا به سرعت شکل گرفت.

در سال ۱۹۳۴، هر دو در یک مراسم رسمی ازدواج کردند.

پدر دالی در ابتدا با این وصلت مخالف بود زیرا نمی‌خواست یک زن مطلقه روس یکی از خواستگاران پسرانش باشد.

با وجود انتقادات از جهات مختلف، این دو فرد پرشور با هم زندگی مشترک را آغاز کردند.

گالا الهه‌ی الهام دال و موضوع مورد علاقه‌ی او بود و او این الهه را در بسیاری از آثار هنری خود به تصویر کشیده است.

او در زندگینامه خود با عنوان «زندگی مخفی من» اشاره می‌کند: «او در واقع قرار بود گرادیوای من، کسی که به جلو حرکت می‌کند، پیروزی من و عروس من شود.»

گالا او را به نقاشی ترغیب کرد و تأثیر زیادی بر خروجی هنری او گذاشت.

در سال ۱۹۵۸ بود که گالا و دالی در یک مراسم کاتولیک در کلیسای کوچک فرشتگان در نزدیکی خیرونا ازدواج کردند.

در سال ۱۹۶۸، دالی قلعه گالا را در پوبول، ژیرونا خریداری کرد و موافقت کرد که بدون رضایت او به آنجا نرود.

دالی گالا را «مرئی‌ترین ستاره در حال سقوط، واضح‌ترین و محدودترین» توصیف کرده است.

گالا در 10 ژوئن 1982، دو سال قبل از دالی، درگذشت.

او در سردابه قلعه پوبول زندگی می‌کند، بخشی از املاک متعلق به بنیاد گالا سالوادور دالی که توسط آن اداره می‌شود و امروزه یک مقصد گردشگری محبوب است.

دالی در کتاب «خاطرات نبوغ» خود می‌گوید: «من او را بیشتر از پدرم، بیشتر از مادرم، بیشتر از پیکاسو و حتی بیشتر از پول دوست دارم.»

با رزرو این بلیط ترکیبی برای موزه دالی و خانه دالی ، می‌توانید از نزدیک شاهد داستان عاشقانه پرشور و در عین حال پیچیده یکی از بزرگترین هنرمندان سورئالیسم باشید.

فراموش نکنید که ساعات کاری را بررسی کنید تا از ناامیدی جلوگیری کنید.

کتاب‌های زندگینامه سالوادور دالی

کتاب‌های زیادی در مورد زندگی و آثار سالوادور دالی، از زندگینامه‌ها گرفته تا کتاب‌های تاریخ هنر، موجود است. در اینجا چند گزینه محبوب وجود دارد:

  • زندگی مخفی سالوادور دالی
    نویسنده- سالوادور دالی
    درباره - بیوگرافی مختصر سالوادور دالی به قلم خود دالی، بینشی از زندگی و روند خلاقیت او ارائه می‌دهد.
  • دالی: نقاشی‌ها
    نویسنده: روبرت دشارنس
    درباره- این کتاب فهرست جامعی از نقاشی‌های دالی است که با مقالات و تحلیل‌هایی همراه شده است.
  • سالوادور دالی: آفرینش یک هنرمند
    نویسنده: کاترین گرنیه
    درباره- این زندگینامه سالوادور دالی، دوران کودکی، تحصیلات و اوایل حرفه او به عنوان یک هنرمند را بررسی می‌کند.
  • دالی و دنیایش
    نویسنده- پاتریشیا ریلینگ
    درباره- این کتاب مروری بر زندگی و آثار دالی و بستر فرهنگی و تاریخی که او در آن زیسته است، ارائه می‌دهد.
  • سالوادور دالی: دلقک سورئالیست
    نویسنده: مایک ونزیا
    درباره- این کتاب کودکانه، خوانندگان جوان را با زندگی و هنر دالی به شیوه‌ای سرگرم‌کننده و قابل فهم آشنا می‌کند.

تصویر ویژه: Theartstory.org