What to See at Borghese Gallery new

چه چیزهایی را در گالری بورگزه ببینید

A

Apurva Sinha

·14 min read

گالری بورگزه یک گالری هنری وسیع در رم است که مجموعه‌ای چشمگیر از آثار بزرگانی مانند برنینی و کاراواجو را در خود جای داده است.

با قدم زدن در اطراف، مجسمه‌های پرجنب‌وجوش اثر جیان لورنزو برنینی را خواهید دید که انگار تقریباً آماده‌ی حرکت هستند.

و نقاشی‌های عمیق و تأثیرگذار کاراواجو که احساسات قوی را منتقل می‌کنند.

بورگز گالری چیزی بیش از یک موزه است؛ جایی است که می‌توانید در زمان به عقب سفر کنید و هنر باورنکردنی را ببینید.

نقاشی‌های کاراواجو

گالری بورگزه در رم میزبان مجموعه‌ای استثنایی از نقاشی‌های کاراواجو است که شش شاهکار از میکل‌آنژ مریسی دا کاراواجو را به نمایش می‌گذارد.

شش نقاشی وجود دارد، از جمله «باکوس جوان بیمار»، «نوشتن سنت جروم» و «پسری با سبد میوه».

در میان این آثار، «باکوس» برجسته است، با تصویر واقع‌گرایانه‌ی کاراواجو که خدای شراب رومی را به شیوه‌ای کاملاً انسانی به تصویر می‌کشد.

نقاشی‌های کاراواجو در گالری بورگزه رم به نمایش گذاشته شده است.

باکوس جوان بیمار (۱۵۹۳)

باکوس بیمار یکی دیگر از آثار هنری قابل توجه کاراواجو است که باکوس نوجوان، بیمار و واقع‌گرایانه‌ای را با پوستی زردرنگ در حالی که خوشه انگوری را در دست دارد، به تصویر می‌کشد.

این نقاشی مستقیماً خودنگاره کاراواجو نیست، اما ممکن است منعکس کننده‌ی کشمکش‌های شخصی او باشد.

این اثر، باکوس، خدای رومی مرتبط با کشاورزی، شراب و باروری را بیمار و ضعیف به تصویر می‌کشد.

کاراواجو خودش با نوشیدن بیش از حد الکل دست و پنجه نرم می‌کرد، و این نقاشی آن جنبه از وجود او را نشان می‌دهد.

«باکوس بیمار» آخرین نقاشی کاراواجو در اتاق هشتم این مجموعه است، پیش از آنکه نمایشگاه به مجسمه‌های برنینی اختصاص یابد.

نوشته‌های سنت جروم (۱۶۰۵)

نقاشی سنت جروم قابل توجه است زیرا لحظه‌ای حیاتی در ترجمه کتاب مقدس از یونانی به لاتین را در تاریخ مسیحیت به تصویر می‌کشد.

به راحتی می‌توان نادیده گرفت که اشتراک‌گذاری دانش در گذشته چقدر دشوار بوده است.

در قرن چهارم در روم، اگر مسیحی‌ای بودید که یونانی نمی‌فهمید، تا حدودی کنار گذاشته می‌شدید تا اینکه سنت جروم از راه رسید.

به لطف ترجمه او به لاتین، رومیان که فقط لاتین می‌دانستند، بالاخره توانستند کتاب مقدس را بخوانند و بپذیرند.

داوود با سر جالوت (۱۶۰۵)

داوود، یکی از شخصیت‌های کتاب مقدس، اغلب در هنر به تصویر کشیده شده است و این نسخه از کاراواجو او را پس از بریدن سر جالوت، پیروزمندانه نشان می‌دهد.

کاراواجو چهره خودش را به شکل جالوت نقاشی کرد که منجر به تفسیرهای مختلفی از این نقاشی شد.

نظریه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه پسربچه‌ی درون نقاشی، دستیار کاراواجو، احتمالاً معشوق او یا حتی خود کاراواجو را نشان می‌دهد که مراحل مختلف زندگی او را نشان می‌دهد.

یک توضیح رایج دیگر این است که کاراواجو آن را به عنوان هدیه‌ای برای پاپ پل پنجم نقاشی کرده است که در آن از پاپ به خاطر جرمی که مرتکب شده بود طلب بخشش می‌کرد.

با این حال، او هرگز به رم بازنگشت و اندکی پس از آن درگذشت و این اثر به یکی از آخرین نقاشی‌های او تبدیل شد.

پسری با سبد میوه (۱۵۹۳)

این نقاشی توسط کاراواجو در سن ۲۲ سالگی در میلان خلق شده و در اتاق هفتم گالری بورگزه به نمایش گذاشته شده است.

در این نقاشی، کاراواجو از تکنیکی به نام کیاروسکورو (به معنای «تاریکی-روشن») استفاده می‌کند و با استفاده از سایه‌ها، جزئیات سوژه را برجسته می‌کند.

این اثر یکی از آثار اولیه کاراواجو است و به طور نامحسوسی به زندگی پرآشوب او اشاره دارد.

کاراواجو که در جوانی والدینش را از دست داده و با سوءمصرف مواد دست و پنجه نرم می‌کرد، اغلب زنان روسپی یا افراد بی‌خانمان را به تصویر می‌کشید که این موضوع از کثیفی روی بدنشان مشخص بود.

با این حال، این نقاشی خاص به عنوان یک استثنا برجسته می‌شود.

پردو دقت کاراواجو در به تصویر کشیدن میوه‌ها را بسیار ستود و به توجه دقیق این هنرمند به جزئیات اشاره کرد.

نارسیس (۱۵۹۷)

اعتقاد بر این است که کاراواجو تابلوی نارسیس را بین سال‌های ۱۵۹۷ تا ۱۵۹۹ نقاشی کرده است.

این اثر، داستان اسطوره‌ای نارسیس، مرد جوانی را به تصویر می‌کشد که به انعکاس تصویر خود در آب نگاه می‌کند و عاشق آن می‌شود.

او آنقدر شیفته‌ی انعکاس تصویرش در آب شد که نمی‌توانست از دیدن آن دست بکشد و همین امر منجر به مرگش شد.

این اثر، مضمون وسواس به خود و سرنوشت تراژیک نارسیس را برجسته می‌کند.

استفاده کاراواجو از سایه روشن، تضاد چشمگیر بین نور و تاریکی، شدت احساسی صحنه و تمرکز نارسیس بر تصویر خودش را برجسته می‌کند.

این نقاشی به خاطر عمق روانشناختی‌اش و مهارت کاراواجو در استفاده از نور و سایه برای انتقال پیام اخلاقی داستان مشهور است.

یحیی تعمید دهنده (۱۶۰۲)

درست در کنار «پسری با سبد میوه»، نقاشی دیگری از کاراواجو با عنوان «یوحنا در بیابان» را خواهید یافت که یحیی تعمیددهنده‌ی خسته و لاغر را نشان می‌دهد.

یک منتقد هنری معمولی ممکن است فکر کند که سنت جان به این دلیل اینقدر غمگین به نظر می‌رسد که به قربانی شدن عیسی مسیح فکر می‌کند.

اما، کسانی که با روش‌های کاراواجو آشنا هستند، ممکن است حدس بزنند که او فقط از یک بچه خیابانی به عنوان مدل استفاده کرده که در طول جلسه حوصله‌اش سر رفته و این همان چیزی است که کاراواجو نقاشی کرده است.

از نظر تاریخی، گفته می‌شود که سیپیونه بورگزه و عمویش، پاپ پل پنجم، این نقاشی را به همراه «باکوس بیمار» و «پسری با سبد میوه» از جوزپه سزاری پس از آنکه ظاهراً به ناحق زندانی شده بود، گرفتند.

این به خانواده بورگسه فرصتی داد تا این آثار هنری را به دست آورند.

حتماً به کثیفی ظاهر پسر، مخصوصاً روی سینه و شانه‌هایش، توجه کنید.

کاراواجو اغلب برای صرفه‌جویی در هزینه، مدل‌هایی از طبقات اجتماعی پایین انتخاب می‌کرد، بنابراین آنها کاملاً زمخت به نظر می‌رسند.

پالافرنیری اثر کاراواجو

روبروی نقاشی سنت جروم، یک اثر هنری بزرگ به نام «پالافرنیری» وجود دارد که حضرت عیسی، مادرش مریم و مادربزرگش آن را به تصویر می‌کشد.

در ابتدا، سازندگان این نقاشی را برای کلیسای جامع سنت پیتر در رم در نظر داشتند.

با این حال، مقامات آن را رد کردند زیرا تصویر مریم، عیسی و حنا را برای فضای مقدس نامناسب می‌دانستند.

در این نقاشی، مریم مقدس لباسی پوشیده است که برای مادر باکره خدا بیش از حد باز و بدن‌نما تلقی می‌شود.

عیسی با موهای قرمز اغلب در هنر با ویژگی‌های منفی مرتبط بود و مورد استقبال خوبی قرار نمی‌گرفت.

علاوه بر این، آن، مادر مریم، پریشان به نظر می‌رسد. پوست او خشن به نظر می‌رسد و چهره‌اش خشمگین است، زیرا مریم و عیسی روی یک مار پا می‌گذارند که نمادی از شکست آنها بر شر است.

مجسمه‌های برنینی

مجسمه‌های برنینی
تصویر: Wikipedia.org

این گالری چندین مجسمه مرمرین معروف از استاد باروک، جیان لورنزو برنینی، مانند آپولو و دافنه، تجاوز به پروسرپینا، داوود و آئنیاس، آنخیسس و آسکانیوس را در خود جای داده است.

این موزه مجموعه شخصی باورنکردنی کاردینال اسکیپیونه بورگزه، از حامیان اصلی هنر در اوایل قرن هفدهم، را در خود جای داده است.

این موزه‌ی صمیمی و مجلل به خاطر سالن ورودی اصلی‌اش مشهور است، جایی که مجسمه‌های مرمرین جیان لورنزو برنینی از صحنه‌های اساطیری به نمایش گذاشته شده‌اند.

در میان این آثار، آپولو و دافنه لحظه‌ای را ثبت می‌کنند که دست‌های دافنه برای فرار از دست آپولو، شروع به تبدیل شدن به پوست و برگ درخت می‌کنند.

در یک اثر مهم دیگر، پلوتو در حالی که پروسرپینا را از ران گرفته و او را به دنیای زیرین می‌کشد، بدن او را در حالتی مارپیچ مانند می‌چرخاند.

تسلط فنی برنینی همچنین در آثار آئنیاس، آنخیسس و آسکانیوس نیز به نمایش گذاشته شده است که قهرمان تروایی را در حال فرار به همراه خانواده‌اش از تروی به تصویر می‌کشد.

تالار ورودی و مارکوس کورتیوس در حال پریدن به درون شکاف

در محوطه زیبای استقبال از کاخ، موزاییک‌های باستانی رومی را خواهید دید که با طناب روی کف زمین آویزان شده‌اند.

اعتقاد بر این است که این موزاییک‌ها از حمام‌های کاراکالا در رم سرچشمه گرفته‌اند.

نکته دیگری که توجه شما را جلب خواهد کرد، سقف زیبایی با طرح‌های پیچیده به سبک روکوکو است که صحنه‌هایی از اساطیر بت‌پرستی را به تصویر می‌کشد.

اگر پشتتان را به در کنید و به جایی که دیوار به سقف می‌رسد نگاه کنید، یک مجسمه برجسته چشمگیر از پیترو برنینی، پدر جیان لورنزو برنینی معروف، خواهید دید.

این مجسمه منحصر به فرد است که افسانه مارکوس کورتیوس را به تصویر می کشد.

طبق این داستان، پس از زلزله‌ای در قرن چهارم پیش از میلاد، شکاف بزرگی در زمین رم ظاهر شد.

رومی‌ها با این تصور که این یک نشانه است، از یک پیشگو پرسیدند که چه باید بکنند.

او به آنها گفت که خدایان ارزشمندترین گنجینه خود را در شکاف می‌خواهند.

مارکوس کورتیوس گفته است که مهمترین گنج روم، شجاعت آن بود.

بنابراین، او زره کامل پوشید، سوار اسبش شد و به درون شکاف پرید، که سپس بسته شد و ظاهراً روم را نجات داد.

عشق مقدس و کفرآمیز تیتیان

عشق مقدس و کفرآمیز تیتیان
تصویر: Wikipedia.org

نیکولو اورلیو این نقاشی را برای عروسی‌اش با لارا باگاروتو در سال ۱۵۱۴ سفارش داد.

در ابتدا در سال ۱۶۱۳ با نام «زیبایی آراسته و زیبایی بی‌آراسته» شناخته می‌شد، و نام فعلی خود را در سال ۱۶۹۳ به دست آورد.

این اثر هنری مکالمه‌ای بین دو نسخه از ونوس را نشان می‌دهد که نماد عشق به انسان‌ها و خدایان هستند و در کنار هم نشان داده شده‌اند، اما تفاوت‌های آنها را نیز برجسته می‌کنند.

زهره، که نمایانگر عشق الهی است، برهنه و بالاتر قرار گرفته و پاکی و زیبایی آسمانی را نشان می‌دهد.

در مقابل، زهره دیگر، که نمایانگر عشق انسانی و شادی ازدواج است، لباس پوشیده و به زمین نزدیک‌تر است.

کوپید و گل‌های رز بین آنها، مضمون عشق را برجسته می‌کنند و تصویری از شهوت وحشی بر روی یک تابوت سنگی، لایه دیگری به نقاشی می‌افزاید.

اثر تیتیان با بهره‌گیری از اسطوره‌ها و ایده‌های رنسانس، اضداد را به طرز ماهرانه‌ای با هم ترکیب می‌کند، از نحوه نمایش پیکره‌ها گرفته تا معانی نمادین آنها.

دایانا و حوریانش اثر دومنیکینو

دایانا و حوریانش اثر دومنیکینو
تصویر: Wikipedia.org

نقاشی اتاق شماره ۱۴، دایانا، الهه شکار، را نشان می‌دهد که همیشه با گروه حوریان خود است.

او همچنین با میل و باروری مرتبط است. داستان نقاشی درباره دایانا و مردی به نام آکتئون است.

آکتئون به‌طور اتفاقی دایانا را در حال حمام کردن می‌بیند که او را غافلگیر می‌کند. دایانا که از این موضوع آزرده شده، روی او آب می‌پاشد و او به گوزن تبدیل می‌شود.

اوضاع وقتی بدتر می‌شود که سگ‌های خود آکتئون به سمت او رها می‌شوند و در نهایت او را می‌کشند.

می‌توانید داستان را در نقاشی ببینید، از جاسوسی آکتئون از میان درختان گرفته تا حمله سگ‌ها و در نهایت، ربوده شدن گوزن.

این نقاشی همچنین کمی حس درام در پشت خود دارد.

کاردینال پیترو آلدوبراندینی آن را به شیپیونه بورگزه نفروخت، که باعث شد او مانند دیگران به زندان بیفتد.

این نقاشی نشان می‌دهد که شما نمی‌خواهید با دایانا درگیر شوید، و شاید سیپیونه بورگزه از این نظر تا حدودی شبیه او بوده است.

تدفین رافائل

تدفین رافائل
تصویر: Wikipedia.org

این یک لیتوگرافی است که بر اساس نقاشی رافائل از حدود سال‌های ۱۵۰۶-۱۵۰۷ کشیده شده و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

این نقاشی، نمونه‌ای از نقاشی رافائل با عنوان «تدفین در بورگزه» بود که در سال ۱۵۰۷ تکمیل شد و در حال حاضر در گالری بورگزه، رم نگهداری می‌شود.

این اثر چاپی بخشی از مجموعه‌ای از آثار گالری لارنس است که نسخه‌هایی از نقاشی‌های رافائل را به نمایش می‌گذارد.

این نقاشی در اصل بخش اصلی یک محراب برای کلیسایی در پروجا بود که به افتخار گریفونتو، پسر آتالانتا بالیونی، که در سال ۱۵۰۰ کشته شد، ساخته شده بود.

رافائل کار روی آن را حدود سال ۱۵۰۵ آغاز کرد و طرح‌های اولیه‌ی زیادی را کشید که به خلق اثر نهایی منجر شد.

این اثر، مسیح را در حال حمل به سمت قبرش نشان می‌دهد، صحنه‌ای که مضامین سنتی را با داستان‌سرایی رافائل در هم می‌آمیزد.

سیپیونه بورگزه، از بستگان پاپ پل پنجم، این نقاشی را در سال ۱۶۰۸ به مجموعه خود در رم منتقل کرد.

ناپلئون آن را در سال ۱۷۹۷ به پاریس برد، اما در سال ۱۸۱۵ به رم بازگردانده شد.

بز آمالتئا به همراه مشتری نوزاد و یک فان

بز آمالتیا به همراه مشتری نوزاد و یک فان
تصویر: Wikipedia.org

این مجسمه، خدای جوانی به نام ژوپیتر را نشان می‌دهد که در حال دوشیدن شیر بزی به نام آمالتئا است که به او نگاه می‌کند.

یک فان کوچک، پان، از کاسه‌ای پشت سر بز شیر می‌نوشد.

اولین اشاره شناخته شده به این مجسمه در ویلا پینچیانا در سال ۱۶۱۵ بوده است.

تا مدت‌ها کسی نمی‌دانست چه کسی آن را ساخته است تا اینکه در سال ۱۹۲۶، سازنده‌ی آن جیان لورنزو برنینی، هنرمند مشهور، شناخته شد.

بعضی‌ها شک دارند که آیا برنینی واقعاً آن را ساخته است یا نه، اما هنوز هم به عنوان نشانه‌ای اولیه از مهارت بالای او دیده می‌شود.

تصور می‌شود این مجسمه نمادی از بازگشت امیدوارانه به دوران صلح و رفاه باشد که از داستان آمالتیا الهام گرفته شده و به پل پنجم از خانواده بورگسه که در آن زمان پاپ بود، مرتبط است.

پائولینا بورگزه در نقش ونوس ویکتوریکس

پائولینا بورگزه در نقش ونوس ویکتوریکس
تصویر: Wikipedia.org

«پائولینا بورگزه در نقش ونوس ویکتوریکس» یک مجسمه مرمری نئوکلاسیک مشهور است که توسط هنرمند ایتالیایی آنتونیو کانووا بین سال‌های ۱۸۰۵ تا ۱۸۰۸ ساخته شده است.

این مجسمه که به سفارش کامیلو بورگزه، شوهر پائولینا بورگزه و برادرزن ناپلئون بناپارت ساخته شده، پائولینا را در نقش الهه رومی ونوس به تصویر می‌کشد.

این مجسمه که بین سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۰ در رم ساخته شده، او را تا حدودی پوشیده نشان می‌دهد و تصویری بسیار جذاب خلق می‌کند.

پائولینا بورگزه چهره‌ای برجسته در زمان خود بود که به خاطر زیبایی، جذابیت و نفوذش شناخته می‌شد و از بین دو الهه دیگر به عنوان زیباترین انتخاب شده بود.

او در حالی که بر روی کاناپه‌ای دراز کشیده و تا حدی با پارچه‌ای پوشیده شده که اندام شهوت‌انگیزش را برجسته می‌کند، به تصویر کشیده شده است.

ژست او آرام و جذاب است، یک دستش را بالای سرش برده و دست دیگرش را روی کمرش گذاشته است.

چهره او آرام و با اعتماد به نفس است و جذابیت جاودانه الهه ونوس را مجسم می‌کند.

در این تصویر، پائولینا زیبایی و ظرافت ایده‌آل ونوس را مجسم می‌کند و آرمان‌های کلاسیک هماهنگی، تعادل و کمال را تداعی می‌کند.

این اثر نه تنها زیبایی موضوع خود، بلکه نبوغ هنری خالق آن را نیز نشان می‌دهد و پائولینا بورگزه و آنتونیو کانووا را در تاریخ هنر جاودانه می‌کند.

موزاییک‌های گلادیاتور

موزاییک‌های گلادیاتور
تصویر: Wikipedia.org

در سال ۱۸۳۴، هفت قطعه موزاییک رومی باستان در حین کاوش در ملک بورگزه در نزدیکی رم پیدا شد.

این آثار هنری صحنه‌هایی از شکار و نبرد گلادیاتورها را نشان می‌دادند که احتمالاً از یک ویلای رومی ثروتمند گرفته شده بودند.

اثری که درباره‌اش صحبت می‌کنیم، قطعات رنگارنگی دارد که صحنه‌ای از شکار پلنگ را با دو سطح تشکیل می‌دهند: پلنگ‌های مرده در بالا و نبرد در پایین.

یک پلنگ در یک طرف در حال جنگیدن نیست و فقط پاهای حیوان دیگری در طرف دیگر است.

نمایش صحنه‌های گلادیاتوری و شکار در خانه‌های آن زمان، راهی برای ثروتمندان بود تا جایگاه و شجاعت خود را به نمایش بگذارند.

بانویی با اسب تک شاخ اثر رافائل

بانویی با اسب تک شاخ اثر رافائل
تصویر: Wikipedia.org

در سال ۱۵۰۶، رافائل تابلویی کشید که خانواده بورگسه در سال ۱۷۶۰ آن را خریدند، بدون اینکه بدانند اثر اوست.

تنها در طول مرمت قرن نوزدهم بود که مردم متوجه شدند رافائل آن را ساخته است.

این نقاشی در اتاق شماره نه قرار دارد و زنی را نشان می‌دهد که یک اسب تک شاخ را در دست دارد، که نماد پاکی است، اما هیچکس نمی‌داند او کیست.

طرز نشستن او و پس‌زمینه‌اش، مردم را به یاد نقاشی دیگری از لئوناردو داوینچی، «بانویی با قاقم» می‌اندازد.

مطالعات بعدی نشان داد که رافائل ابتدا یک سگ را در کنار زن نقاشی کرده، اما سپس آن را به یک اسب شاخدار تغییر داده است.

کتاب استشهاد اثر رافائل

در سال ۱۵۰۷، رافائل تابلوی «رسوخ» را برای آتلانتا باگلیون به یاد پسرش که فوت کرده بود، روی تخته‌های چوبی نقاشی کرد.

این نقاشی در اتاق شماره نه قرار دارد و شامل چهره‌هایی است که عیسی را به سمت مقبره‌اش می‌برند، یکی از آنها شبیه پسرش، گریفونتو باگلیون، است.

گریفونتو بخشی از توطئه‌ای بود که در سوم ژوئیه ۱۵۰۰ برای تصاحب مناصب رهبری در شهرش طراحی شده بود.

با این حال، این نقشه شکست خورد و در نهایت وقتی سعی کرد برگردد، مادرش که شرمنده‌اش بود، به او پناه نداد.

او پس از درگیری با جیان پائولو باگلیون، رئیس جدید خانواده، کشته شد.

سال‌ها بعد، مادرش از رافائل خواست که آن نقاشی را برایش بکشد.

با این حال، برخلاف عنوان «استناد» که اشاره دارد، این نقاشی پایین کشیدن عیسی از صلیب را نشان نمی‌دهد، زیرا آن صحنه در پس‌زمینه بسیار دور است.

رافائل در این صحنه خلاقیت به خرج داد و استعداد خود را در به تصویر کشیدن یک بدن بی‌جان با واقع‌گرایی نشان داد.

تصویر ویژه: Tripadvisor.com